الهی...
سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی
بخواهم و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می
کند آن سه خصلت عبارتند از :
1. فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده
2. کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان
شتافته ام
3. و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در
شکرگذاریش کوتاهی نموده ام.
واما تنها مساله ای که مرا به سوی تو می خواند تفضل و
مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده و
چشم امید به تو بسته است. همه ی لطف و احسانت از
روی تفضل ، همه ی نعمت هایت بی سبب و بدون
استحقاق است.
و اکنون ای خدای من...
این منم که چون اسیری بی منزلت در درگاه عزت تو
ایستاده ام و در نهایت شرم و حیا چون مسکینی عیالوار
دست گدایی به سویت دراز کرده ام ، اقرار می کنم که
هنگام احسانت بر من هیچ عملی جز خودداری از
معصیت کاری نکرده ام و هیچگاه از لطف و نعماتت بی
بهره نبوده ام الهی این اقرار و اعترافم نزد تو پس از این
همه اعمال ناپسند چه سودی برایم دارد؟؟
... پاک و منزهی ولی من از تو ناامید نمی شوم زیرا تو
در توبه را به روی من گشوده ای چون بنده ی ذلیلی
سخن می گویم که بر خود ستم کرده و حرمت پروردگار
خود را شکسته ، گناهانش بزرگ و فراوان شده و روزگار
عمرش سپری گشته ... نه راه فراری دارد و نه
گریزگاهی ...
با ناله و زاری به دیدارت آمد و خالصانه به درگاهت توبه
نمود پس با دلی پاک در برابرت ایستاده و با ناله ای حزین
و آهسته تو را می خواند در حالیکه از شرمساری سر به
زیر افکنده و پشتش خم گردیده است از ترس پاهایش
می لرزد و قطرات اشکی بر گونه هایش جاری است و
این گونه تو را می خواند :
یا ارحم الراحمین...
جز تو به کسی نیازی ندارم و هرگز غیر از تو آمرزنده ای
برای گناهانم نیابم ...